الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
263
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
آن مرد گفت كه : خدا تو را رحمت كند ، مرا به جواب خويش بىنياز ساز كه ديگر احتياج به سؤال نداشته باشم . بفرما كه خدا چگونه و چون است و در كجا مىباشد ؟ حضرت فرمود كه : « واى بر تو ، به درستى كه آنچه تو به سوى آن رفتى و مذهب خود ساختى ، غلط و اشتباهى است كه كردى . خدا ، حقيقت كو و كجا را موجود فرموده بى آنكه كو و كجايى باشد ؛ چه آن سؤال است كه مكان و مكانى نبوده كه از آن سؤال شود و او حقيقت و چگونه را به عرصهء وجود آورده ، بى آنكه چون و چگونگى وجود داشته باشد ( چه آن سؤال از حال است و حال ، فرع صاحب حال است . و صاحب حالى نبوده كه حالى داشته باشد كه از او سؤال شود و آنكه چيزى را خلق مىكند ، خود متصف به آن نمىشود ؛ زيرا كه اتصاف بيرون رفتن است از قابليت به سوى فعليت و قابلى كه خالى باشد از وصف پيش از اتصاف ، آن را ندارد . و آنكه چيزى ندارد آن را عطا نمىتواند كرد و خدايى كه آفريننده است ، به خود چيزى نمىدهد كه به آن كامل گردد و چون معلوم شد كه كجا و چون مخلوق اوست ، و آن جناب بر آنها مقدم است ، پس نمىتوان كه او را به چگونه بودن و در كجا بودن بشناسد ) . و به هيچ حاسّه كه چيزها را دريابد ، او را نمىتوان دريافت نمود . و او را به چيزى نمىتوان قياس كرد » . آن مرد عرض كرد كه : در [ اين ] هنگام خدا چيزى نخواهد بود ، هر گاه به هيچ حاسّه از حواس ادراك او ممكن نباشد . حضرت رضا عليه السلام فرمود كه : « واى بر تو ، چون حواس تو از دريافتن او عاجز شدند ، پروردگارى او را انكار كردى ، ما حواسى كه داريم ، چون از ادراك او عاجز شدند ، و از دريافتش درماندند ، يقين كرديم كه آن جناب پروردگار ما است . به خلاف چيزى از چيزهاست كه محسوس مىشود كه او چنين نيست » . آن مرد عرض كردكه : پس مرا خبر ده كه در چه زمان بوده و كى موجود شده ؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود : به من بگو كى نبوده تا بگويم در چه زمانى بوده ؟ آن مرد عرض كرد : دليل بر او چيست ؟ آن حضرت فرمود كه : « من چون نظر كردم به سوى بدن خود و مرا ممكن نشد كه در پهنا و درازاى آن زيادتى و نقصانى به عمل آورم ، و ناخوشىها را از او دفع نمايم ، و منفعت را به سوى او بكشانم ، دانستم كه اين بنا را بنا گذارندهاى هست ، پس به سوى او اقرار و اعتراف نمودم ، با آنكه مىبينم از گردش چرخ به قدرت او و به ديد آوردن ابرها و گردانيدن بادها و روان شدن آفتاب و ماه و ستارگان و غير اين ، از آيتهاى عجيبه كه هويدا و ظاهر كنندهاند ، دانستم كه هر يك از اينها را تقدير كنندهاى است ( كه اين تقديرات نموده ) و پديدار